تبلیغات
تاوان یک نگاه - عشق تو دستو دلم بست...

تاوان یک نگاه

ای آغاز من ، نقطه ی پایانم شدی

گر بیدل و بی‌دستم وز عشق تو پابستم

بس بند که بشکستم ، آهسته که سرمستم


در مجلس حیرانی ، جانی است مرا جانی

زان شد که تو می دانی ، آهسته که سرمستم


پیش آی دمی جانم ، زین بیش مرنجانم

ای دلبر خندانم ، آهسته که سرمستم


ساقی می جانان بگذر ز گران جانان

دزدیده ز رهبانان ، آهسته که سرمستم


رندی و چو من فاشی ، بر ملت قلاشی

در پرده چرا باشی ؟ آهسته که سرمستم


ای می بترم از تو من باده ترم از تو

پرجوش ترم از تو ، آهسته که سرمستم


از باده جوشانم وز خرقه فروشانم

از یار چه پوشانم ؟ آهسته که سرمستم


تا از خود ببریدم من عشق تو بگزیدم

خود را چو فنا دیدم ، آهسته که سرمستم


هر چند به تلبیسم در صورت قسیسم

نور دل ادریسم ، آهسته که سرمستم


در مذهب بی‌کیشان بیگانگی خویشان

با دست بر ایشان آهسته که سرمستم


ای صاحب صد دستان بی‌گاه شد از مستان

احداث و گرو بستان آهسته که سرمستم


حضرت مولانا


[ سوم بهمن 92 ] [ 21:04 ] [ محمد حسنی ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
مرجع کد آهنگ