تبلیغات
تاوان یک نگاه - شاملو

تاوان یک نگاه

ای آغاز من ، نقطه ی پایانم شدی

همه

لرزش دست و دلم

از آن بود

که عشق

پناهی گردد ٬

پروازی نه

گریزگاهی گردد.

آی عشق آی عشق

چهره آبیت پیدا نیست.


و خنکای مرهمی

بر شعله زخمی

نه شور شعله

بر سرمای درون

آی عشق آی عشق

چهره ی سرخت پیدا نیست ٬


غبار تیره تسکینی

بر حضور وهن

و رنج رهایی

بر گریز حضور.

سیاهی

بر آرامش آبی

و سبزه برگچه

بر ارغوان

آی عشق آی عشق

رنگ آشنایت

پیدا نیست.

 

شانه ات مجاب ام می کند

در بستری که عشق

تشنه گی ست

زلال شانه های ات

هم چنان ام عطش می دهد

در بستری که عشق

مجاب اش کرده است.


عـشق

خـاطره یی ست به انتـظار ِ حـدوث و تـجـدد نـشسته٬

چـرا کـه آنـان اکـنون هـر دو خـفـته انـد.

در ایـن سوی بـستر

مـردی و

زنـی

در آن سـوی.


تــندبـادی بـر درگـاه و

تـندبـاری بـر بـام.

مـردی و زنـی خـفته.

و در انتـظار ِ تـکرار و حـدوث

عــشقی

خـسته.


تـن تـو آهـنگی است

و تـن من کلمه ای است

که در آن می نـشیند

تا نـغمه ای در وجود آیـد

سروده ی که تـداوم را می تـپد

در نگاهت همه ی مهـربـانی هاست:

قـاصدی که زنـدگی را خبر می دهد.

و در سکـوتـت همه صداها

فـریـادی که بـودن را

تـجربـه می کـند.





[ یازدهم شهریور 91 ] [ 18:23 ] [ محمد حسنی ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
مرجع کد آهنگ