تبلیغات
تاوان یک نگاه - آن روزها...

تاوان یک نگاه

ای آغاز من ، نقطه ی پایانم شدی

 یاد آن روزی که با هم روزگاری داشتیم

وقتمان خوش بود و هر یک سر به کاری داشتیم

هم به ما خوش می گذشت و هم به دلدارانمان

روز و شب سر را به زانوی نگاری داشتیم

صد دریغ این دوره ی خوش را فلک از ما گرفت

دوره ای که در حریم یار باری داشتیم

بار دیگر پنجه ی غم ها گلومان را گرفت

رفت آن روزی که با خود غمگساری داشتیم

شیر پیر زخمی افتاده کنج بیشه ایم

روزگاری روز و شب ما هم شکاری داشتیم!

زیر دست و پای سنگین زمستان له شدیم

خوش گذشت آن روزهایی که بهاری داشتیم

بَرده ی افسار دست دیگرانیم ای دریغ

رفت دورانی که از خود اختیاری داشتیم!

چشم هامان زیر ظلم بی کسی آرام شد

یاد ایّامی که چشم بی قراری داشتیم

رفتی و "دور" از تمام چشم ها افتاده ایم

در کنار تو که بودیم اعتباری داشتیم

شادمانی های ما کوتاه شد در بی کسی

تا تو بودی شادی دنباله داری داشتیم

وقتمان ناخوش شد و شب های تنهایی رسید

یاد روزی که کنار خویش یاری داشتیم!!!



[ هجدهم آذر 91 ] [ 16:16 ] [ محمد حسنی ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
مرجع کد آهنگ