تبلیغات
تاوان یک نگاه - خانه ی غم...

تاوان یک نگاه

ای آغاز من ، نقطه ی پایانم شدی

هوای خانه غمگین است

درونم را غروبی تیره پوشانده

نفس در سینه ام مرده

به ساز هر کس و ناکس

چنان پروانه رقصیدم

به سوز شمع خندیدم

به دور خویش چرخیدم

و دانستم که باید رفت

دلم می گیرد از رفتن

دلم می گیرد از گفتن

که رفتن سخت دلگیر

و گفتن سخت غمگین

فرصت برای ماندنم محدود

و اینک وقت پرواز است

کنون باید دل به دریا زد...



[ بیست و ششم خرداد 92 ] [ 13:28 ] [ محمد حسنی ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
مرجع کد آهنگ